X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 04:09 ب.ظ

حکایتی ازکتاب تلبیس ابلیس(ابن جوزی) 

...آورده اند که جمعی ازصوفیان براحمدغزالی 

واردشدند.پسری نزداوبودوگلی.گاه به گل مینگریست وگاه به پسر 

آن جمع چون نشستند یکیشان گفت:شایدماشمارامکدرکردیم 

احمدغزالی گفت: 

آری والله 

همگی ازآن کلام وجدنمودندوباهم صیحه کشیدند...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo