X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 09:11 ق.ظ

طاعون

آلبرکامو

طاعون یک کتاب انسان دوستانه است که نمیخواهدبی

عدالتی ِجهان رابپذیرد.درسکوت این فضاهای لایتناهی،سکوتی که تنها ناله‌ی قربانیان آنراازهم می شکافد،انسان بایددرکنارانسان قرترگیرد،شایدازسرقهرمانی،شایدازسرتقدس،اما

بویژه باآگاهی ازاحساس های اولیه:

عشق ،دوستی،همدردی.واین همدردی بخصوص

 دربرابر خطربسیارساده است.وقتی که بلا دورشد،همه

 چیزدوباره درهم میریزد.بیماری همه گیرفرو

می نشیندوقرنطینه برداشته شده است،دروازه های

 شهربازمیشود،وآدمها فراموش میکنند.

پس ازین طاعون که جنگ بزرگی بود،چه بسا

 قهرمانان بی مانندکه به ضعف های خود

بازمیگردندوبه دنبال طاعون جسم طاعون روح زنده میماند.

"تارو"یکی ازقهرمانان کتاب میگوید:

"...من به ضرس قاطع میدانم،که هرکسی

طاعون رادرخویشتن دارد.اما کسی که

به این امرآگاه است میتواندمواظب خودباشدوبکوشد

که بامردم تاحدامکان کمتربدی کندوحتی کمی نیکی بکند..."

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo