رومئووژولیت
شکسپیر
بدون تردیدرومئوژولیت درکارنامهی درخشان شکسپیرتراژدی تابناکی است،غم نامه ای که درجریان آن عاشق ومعشوق کشته میشوند.این هفته بخشی ازحدیث نفس ژولیت رامینویسم که براساس آن اوآرزومیکندکه هرچه زودترروزبه پایان برسد وشب فرارسدتارومئوفرصت یابدبرای دیدن ژولیت ازصف دشمنانی که تشنهی خون هستندعبورکند.
ای توسنهای بادپای آتش زا،به سوی قصرخورشیدبشتابید.چون ارابه رانی مانند فرزندخدای آفتاب شمارا به سوی غروب تازیانه میزند وبی درنگ شب ِتار ِابرآلودرابیاورید.پردهی تاریکی شب راکه عشق آفرین است به روی زمین پهن کنیدتاچشم ِدشمن کورشودورومئوخودرادرآغوش من بیندازدوکسی اورانبیندوازاوسخنی نگوید.جمال عشاق به آنهابینائی میبخشدکه مراسم ِعشق خودراببینندواگرعشق نابیناباشدباتاریکی شب بیشترسازگاراست.بیاای شب مهربان،ای کدبانوی سیاه پوش موقربه من بیاموزچگونه یک نبردپیروزمندانه راکه به خاطریک دوشیزهی پاکدامن درگرفته است ببازم؟











