X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 08:19 ب.ظ

 

شکرتلخ(1)

نام کتابی است که جعفرشهری یا(شهرباف)به رشته‌ی تحریردرآورده وباقلمی بس دلکش وزیبازندگی مردم پایان دوره‌ی قاجاریه راتصویرکرده است.شرح وقایع رااینجانب برای قطعه ای ازآن برگزیده ام که تاجری دیدیده های خودرادربازگشت به پایتخت برای دوستان خویش تعریف میکند.

شرح وقایع

همانطورکه سنت آباواجدادی این مرزوبوم میباشدهنوزهرکدخدائی حکم ِخدائی راداشت وهرمامورحکومتی قابض جان ومال وناموس مردم می بود وهرسیدوعمامه بسرونعلین بپائی معامله گرجان ومال وهستی مردم به شمارمی آمدخنجربه کمرها وتفنگ به دوش های دولتی چنانکه گوئی کینه دیرینه باملتی های این مملکت دارندباقصاوت هرچه تمام تربه جان مردم بی پناه می ریختندوگرفتن وبستن وکشتن ودماغ بریدن ومهارکردن وقبضه کردن اموال ومصادره دارائی ضعفا وبیچارگان همچنان رواج همیشگی داشت وشقه کردن ودرتنورسوزاندن ودست بریدن وچشم درآوردن وبچهارمیخ کشیدن کمافی السابق به قوت خودباقی بودواگردرانجابازازترس همین قانون دست وپاشکسته نیم بندمشروطه وسروصدای این چارتابقال وچغال به نام وکیل تااندازه ای سکنه درامنیت وحراست به سرمی برنددرخارج ازمرکزهمان فجایع زمان استبدادوشایدهم بشدت هرچه زیادترحکمفرما می باشد وبه قدرخردلی سیطره قانون به خارج ازشعاع دروازه های تهران به چشم نمی خورد.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo